تبليغاتX
Persiankids.tk
امروز 









دستشویی نوشته ها !!!
 امروز قصد داریم شما رو با ادبیات دستشویی ها بیشتر آشنا کنیم.
من باب مثال:

تو مستراح يه قهوه خونه نوشته بود :
بشين داداش زنده ميشي!!!
-----------------------------------------------------------------------
اينم تو همون قهوه خونه خوندم :
"عزيز كونت و بالا كن عزيز"
"چاه و نگاه كن عزيز..."
"حالا گوزت و هوا كن عزيز"
-----------------------------------------------------------------------
بعضیا هم که همچین یوخده طبع شعر دارن اینو نوشته بودن:
گر دلت درد ميكنه بادي رها كن
               بعد آن راحت شدي ما را دعا كن!
-----------------------------------------------------------------------
اینم یکی دیگه:
خواهي که نبينند خلائق هنرت را
                                                برخیز و بکش سيفونه بالاي سرت را !!
-----------------------------------------------------------------------
این یکی رو هم یه سری از این دخترای از خود راضی نوشته بودن:
در جواني پاک بودن مشکل است.......مشکل ما دختران خوشگل است....

-----------------------------------------------------------------------

 تو ديار کفار توی يه دستشويی که پر از ته سيگار بود يه تابلو زده بودن نوشته بود :
شما تو توالت ما سيگار خاموش نکنين. ما هم قول ميديم تو جا سيگاري شما نرينيم!

 

این هم نمونه تصویری از خلاقیت های فرزندان ایران زمین!

نوشته شده توسط Hamed (غیر فعال) در ساعت 4:3 | لينک ثابت |
نوکیا N93
سلام به همه بازدید کنندگان.از این به بعد سعی می کنم عکس و توضیحاتی از هر گوشی که به بازار می آید را بزارم.

موفق باشید.

امروز براتون گوشی يكي از گوشياي نوكيا رو معرفي كنم به نام N۹۳ .

N93

 برای خواندن توضیحات روی ادامه مطلب کلیک کنید.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط PK (مدير سایت) در ساعت 1:50 | لينک ثابت |
حالش بده اینم

دندوناشو چه زشته

نوشته شده توسط Neghab (غیر فعال) در ساعت 2:25 | لينک ثابت |
کاش ان روز که رفت....

              کاش ان روز که رفت کاسه ای اب برایش پشت در میریختم ........

 

نوشته شده توسط Neghab (غیر فعال) در ساعت 1:57 | لينک ثابت |
بدون شرح

 

نوشته شده توسط Neghab (غیر فعال) در ساعت 1:42 | لينک ثابت |
چه خوشحالم هست
khodaye man in dige chiye
نوشته شده توسط Neghab (غیر فعال) در ساعت 0:14 | لينک ثابت |
خیلی خستم خیلی ....

تمام حرف ها توی دلم مچاله شده است به حد انفجار رسیدم حس می کنم تمام وجودم فرو ریخته است از این همه تظاهر خسته شدم اخه تا کی به زور لبخند بزنم ، به زور نفس بکشم به زور زندگی کنم ؟ آن قدر ارزو با خود به گور بردم که دیگر جایی برای جسمم باقی نمانده است .

 

نوشته شده توسط Neghab (غیر فعال) در ساعت 15:50 | لينک ثابت |
ولی فقط یک بار...
 

در لحظاتي که چون باد در گريزند...

در روز هائي که پر هياهو و سراسيمه در گذرند...

عشقي پايدار قلب تو را فرا خواهد گرفت...

ولي فقط يکبار...

آنگاه که نوبت تو فرا ميرسد

به سادگي آن را فرو مگذار

چون در چشم به هم زدني

عشق ميميرد و بخت ميگريزد

ناقوس تنهائي در زواياي وجودت طنين انداز ميگردد

لحظه اي که سرنوشت در گوش تو نجوا ميکند و عشق در قلبت ميشکفد

ترديد مکن...

زيرا سرانجام ارزش آن را در خواهي يافت...

آنگاه که عشقي پايدار تنها يک بار به تو روي مي آورد...

فقط همين يک بار...

 

نوشته شده توسط Neghab (غیر فعال) در ساعت 14:47 | لينک ثابت |
بدون شرح
نوشته شده توسط Neghab (غیر فعال) در ساعت 16:48 | لينک ثابت |
اخی خجالت می کشه
akheyyyyyyyyyyy

نوشته شده توسط Neghab (غیر فعال) در ساعت 7:22 | لينک ثابت |
نظر بدید دیگه
بابا چرا هیچ کس نظر نمی ده ؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!

 

 

نوشته شده توسط Neghab (غیر فعال) در ساعت 7:16 | لينک ثابت |
sms
سلام عزیز دلم

ببخشید اگه نمی رسم واست off بذارم یا sms بفرستم یازنگ  بزنم .از وقتی اندی گفته خوشگلا باید

برقصن خدا شاهده که به هیچ کاره دیگم نمی رسم

نوشته شده توسط Neghab (غیر فعال) در ساعت 10:5 | لينک ثابت |
جک
یه نفر از دوستش می پرسه : اون چیه که نارنجیه و چهارتا چرخ داره؟ دوستش می گه: خب معلومه یه ماشین نارنجی میگه :نه اشتباه کردی هويجه پس چهارتا چرخ چی شد؟چرخ نکته انحرافی بود دیگه ***
نوشته شده توسط Neghab (غیر فعال) در ساعت 10:0 | لينک ثابت |
جک
به ترکه میگن از مقدمات ازدواج کدومو فراهم کردی؟؟ میگه : توفشو!!!
نوشته شده توسط Neghab (غیر فعال) در ساعت 9:58 | لينک ثابت |
sms
اول راستش می کنیم... بعد سرشو با تف خیس می کنیم... بعد می کنیم تو سوراخش! ما اینجور سوزن نخ می کنیم شما چطور؟؟
نوشته شده توسط Neghab (غیر فعال) در ساعت 9:57 | لينک ثابت |
چکار کنیم سرعت کامپیوترمان پایین نیاید!!!
ده نكته مهم براي بالا بردن سرعت كامپيوتر شما


در نظر بگيريد كه سرعت كامپيوتر شما مرتباً كمتر و كمتر می شود، برنامه های نرم افزاری زمان زيادتری برای اجرا شدن لازم دارند و زمان وارد شدن به يك سايت در اينترنت، بسيار طولانی می شود. اتصال به شبكه اينترنت، هميشه مقصر و علت اصلی در پايين آمدن سرعت كامپيوتر نيست، بلكه خود كامپيوتر، مهمترين علت آن است. تعداد برنامه ها، فايل های قديمی و حتی تنظيمات اشتباه، از دلايل كم شدن سرعت كامپيوتر هستند. 10 نكته مهم ذيل به كامپيوتر شما سرعت می بخشد .



ادامه مطلب
نوشته شده توسط PK (مدير سایت) در ساعت 21:54 | لينک ثابت |
SMS
on chie ta babat dar miare mamanet joft mikone
.
.
.
.
.
.yekam fekr kon.
.
.
.
.
nafahmidi.
.
.
.
.baba monharef kamar bandeh
نوشته شده توسط PK (مدير سایت) در ساعت 21:12 | لينک ثابت |
جک
تركه مي ميره ميره اون دنيا. ميگن چي شد مردي؟ ميگه داشتم شير مي خوردم. ميگن از شير خوردن كه كسي نميميره . ميگه اخه گاوه يهو نشست!!!!

****

ترکه ميره حرم امام رضا ميگه امام رضا تو با اين همه طلا چرا هشتم شدي!!

 

 ****

 

يك روز تركه ميره دكتر ميگه آقاي دكتر چرا هيچكس به من اعتنا نميكنه دكتره ميگه نفر بعد

 ****

 

تركه مي ميره ميره اون دنيا. ميگن چي شد مردي؟ ميگه داشتم شير مي خوردم. ميگن از شير خوردن كه كسي نميميره . ميگه اخه گاوه يهو

 

 ****

 

تركه ميخواسته يك كبريت سوخته رو روشن كنه،هرچي ميزده كبريت مادرمرده روشن نميشده. رفيقش بهش ميگه: بابا خوب شايد كبريتش خرابه! تركه ميگه: نه بابا، همين پنج دقيقه پيش روشن شد

 ****

 

به ترکه ميگن دو دو تا ميگه چارتا چهارتا گردو بهش ميدن
ميگن سه سه تا ميگه يه گوني گردو

 ****

 

ترکه پشت در اتاق عمل بوده، داشتن داداششو عمل مي کردن! بعد از چند ساعت پرستار از اتاق عمل مياد بيرون، ميگه: همراه مريض؟ ترکه با عجله ميگه: 091224.....

 ****

 

تركه سوار آسانسور ميشه، ميبينه نوشته‌: ظرفيت 12 نفر. باخودش ميگه: عجب بدبختيه‌ها! حالا 11 نفر ديگه از كجا بيارم؟!

 ****

 

به ترکه مي گن سه تا اسم بگو که به الله ختم بشه . مي گه : عبدالله ، اسدالله ، سيندرلّا

 

نوشته شده توسط PK (مدير سایت) در ساعت 20:48 | لينک ثابت |
هیچ وقت نیامدی

((بزرگترین شکل دل تنگی ان است که در کنار او باشی و بدانی که هرگز او را به دست نخواهی اورد))

نوشته شده توسط Neghab (غیر فعال) در ساعت 5:6 | لينک ثابت |
تو را می کشتند

 

                  اگر چشمانم جان داشتند حتما به جانت می افتادند وتو را تکه تکه می کردند.

                                          بس که تو اشک های مرا در اوردی

نوشته شده توسط Neghab (غیر فعال) در ساعت 4:56 | لينک ثابت |
دوستم داشته باش

          ((دوستم داشته باش شاید دیگر فردایی نباشد))

نوشته شده توسط Neghab (غیر فعال) در ساعت 4:41 | لينک ثابت |
بدون شرح
نوشته شده توسط Neghab (غیر فعال) در ساعت 3:53 | لينک ثابت |
زندگي نامه سياوش قميشي
سیاوش قمیشی در ۲۱ خرداد سال ۱۳۲۴در قمیش(محلی در دزفول) به دنیاآمد
همین اول بگم که پارسال سیاوش تولدش به تنهایی جشن
گرفت...علتش هم مشغله کاری(آلبوم ابی شب نیلوفری...و آلبوم خودش بی سرزمین تر باد...)و به قول خودش:
"...
و خسته از روزگار
..."

از تولد امسال هم
متآسفانه خبری چندانی ندارم...
سیاوش سه برادر و يک خواهر با نامهای سيروس ،
سيامک ، سيمين داره که سياوش از همه کوچکتره...
۸ ماهه بود که به تهران آمد(یعنی آورده شد) ، از ۸ ماهگی تا ۱۴ سالگی در يوسف آباد تهران بود .
ماجرای
خریدن اول گیتار سیاوش هم شنیدنیه:

ادامه مطلب
نوشته شده توسط PK (مدير سایت) در ساعت 2:21 | لينک ثابت |
وناگهان چه زود دیر می شود
وقتی چمدانش را به قصد رفتن بست، نگفتم : عزيزم اين کار را نکن ! نگفتم : برگرد و يک بار ديگر به من فرصت بده... وقتی پرسيد دوستش دارم يا نه ، رويم را برگرداندم ! حالا او رفته، و من : تمام چيزهايی را که نگفتم ميشنوم... نگفتم : عزيزم متاسفم ، چون من هم مقصر بودم ... نگفتم : اختلاف ها را کنار بگذاريم ، چون تمام آنچه ما ميخواهيم عشق و وفا داری و مهلت است ... گفتم : اگر راهت را انتخاب کرده ای ، من آن را سد نخواهم کرد ! حالا او رفته، و من : تمام چيزهايی را که نگفتم ميشنوم... او را در آغوش نگرفتم و اشک هايش را پاک نکردم. نگفتم : اگر تو نباشی ، زندگی ام بی معنی خواهد بود... فکر میکردم از تمام آن بازیها خلاص خواهم شد... اما حالا تنها کاری که میکنم : گوش دادن به تمام آن چیزهایی است که نگفتم ! نگفتم : ارام باش عزیزم با هم حرف میزنیم... نگفتم : جاده بیرون خانه طولانی و خلوت و بی انتهاست ... گفتم : خدا نگهدار ، موفق باشی، خدا به همراهت ... او رفت و مرا تنها گذاشت، تا با تمام چیزهایی که نگفتم زندگی کنم ...

 

همه ی اینا رو یه روز به خودت میگی mhr کاش اون موقع فقط فرصت واسه ی جبران داشته باشی اخه میدونی چیه یهو یاد یه جمله ی قشنگ افتادم    

                                           وناگهان چه زود دیر می شود

نوشته شده توسط Neghab (غیر فعال) در ساعت 5:17 | لينک ثابت |
وای وای وای

اینم واسه تنوع  یه دختر کوچولو که احتمالا از دست مامانش کتک خورده .چون وقتی داشته با پسر همسایه مامان بازی می کرده چون اون شوهرش بوده تو بازی مثلا پسرهمسایه رو بوسیده.اون وقت مامانش یهو سر میرسه و...یادم باشه این رو بزارم توی مطالب اموزشی واسه پدر مادر ها تا یادشون باشه جلو بچه هاشون خودشونو واسه هم لوس نکنن بچه یاد می گیره

((دکتر شبنم فوق تخصص کودک شنا سی)) 

نوشته شده توسط Neghab (غیر فعال) در ساعت 4:58 | لينک ثابت |
روزگار غریبیست

دهانت را می بویند مـبادا گفته باشی دوستت دارم

دلــت را می پویند مبادا شعله ای در آن نهان باشد

روزگار غریبیست

                      نازنــــــیــــن......

نوشته شده توسط Neghab (غیر فعال) در ساعت 4:48 | لينک ثابت |
دوستت داشتم

دوستت داشتم ... يادت هست ؟
گفتم :
دوستت دارم
و تو گفتي :
کوچيکي براي دوست داشتن
رفتم تا بزرگ شدم
اما
اونقدر بزرگ شدم که يادم رفت
دوستت دارم ...

نوشته شده توسط Neghab (غیر فعال) در ساعت 3:54 | لينک ثابت |
شما چی میگید ؟موافقید یا مخالف؟
رييس كميسيون اجتماعي مجلس‌‏هفتم گفت: دوست دختر و دوست پسر بازي‌‏هاي پيش از ازدواج دليل مهمي در افزايش طلاق در جامعه ايران است.

عبدالرضا مصري، در گفت وگو گفت:‌‏ اگرچه رشد طلاق در جامعه ايران نسبت به چند سال گذشته رشد جهشي نداشته است ولي نسبت به ساليان قبل كه كيان خانواده در ايران استحكام بيشتري داشت، رشد ناگهاني اين پديده شوم در ايران حرف حقي است. وي با اشاره به دخالت عوامل مختلف در بروز طلاق و افزايش اين ناهنجاري اجتماعي در جامعه گفت: بالا رفتن سن ازدواج جوانان يكي از دلايل اين مساله است زيرا خواسته‌‏ها و توقعات افرادي كه در سن بالا ازدواج مي‌‏كنند، نسبت به افرادي كه در سن پايين بسيار بيشتر است. مصري ادامه داد: وقتي ازدواج در سن پايين انجام مي‌‏شود، انتظارات و خواسته‌‏ها به لحاظ عاطفي، اقتصادي و شخصيتي بسيار محدود است و اگر چالش و مشكلي در بين چنين زوج‌‏هايي پيش آيد، خيلي سريع رفع و رجوع مي‌‏شود و دلخوري‌‏ها به دليل اقتضاي سني آنها بسيار راحت حل مي‌‏شود. وي افزود: ولي در سنين بالا چارچوب هاي ذهني و فكري فرد بسته شده است و لجاجت‌‏ها ديگر حالت بچه‌‏گانه ندارد بلكه لجاجت‌‏ها به كينه تبديل مي‌‏شود. عضو كميسيون اجتماعي، مشكلات اقتصادي را از ديگر دلايل افزايش طلاق در جامعه خواند و گفت: در زمان‌‏هاي گذشته به دليل محدود بودن ارتباطات بين دختران و پسران، زوج ها پس از ازدواج نسبت به هم شناخت پيدا مي‌‏كردند و ديگر نمايش پيش از ازدواج در بين آنها وجود نداشت كه بخواهد پس از ازدواج براي آنها چالش‌‏زا شود. وي افزود: در بسياري موارد دختر و پسران در ارتباطات پيش از ازدواج خود براي هم خالي‌‏بندي مي‌‏كنند، دروغ مي‌‏بافند و ژست‌‏هاي غير واقعي مي‌‏گيرند و هرچند اين مسايل در آن روزها بسيار قشنگ و خوشايند است ولي بعد از ازدواج يكي‌‏يكي تمام اين خالي‌‏بندي‌‏ها مشخص مي‌‏شود و براي طرفين قابل تحمل نيست. وي افزود: تمام اين ژست‌‏ها كه زماني به منظور جلب‌‏نظر طرف مقابل صورت مي‌‏گرفت، بعد از ازدواج ديگر بايد قالب واقعيت به خود بگيرد و زماني كه اين مساله رخ نمي‌‏دهد، اختلافات بروز مي‌‏كند. مصري ادامه داد: متاسفانه اعتماد در چارچوب حريم خانواده نيز به دليل وجود چنين ارتباطاتي پيش از ازدواج ديگر رنگ باخته است زيرا دختري كه با چند نفر ارتباط داشته و يا پسري كه با چند نفر حتي به صورت نه خيلي نامشروع ارتباط داشته است، ديگر نمي‌‏تواند پس از ازدواج به طرف مقابل اعتماد كند. وي افزود: در چنين شرايطي است كه وقتي تلفن زنگ مي‌‏زند، دختر رنگش مي‌‏پرد و يك دنيا ابهام در ذهن پسر بوجود مي‌‏آيد و همين طور بالعكس اين مورد كه به اين ترتيب جرقه‌‏هاي سوءظن در زندگي زوجين شكل مي‌‏گيرد. وي افزود: ما برخي موارد اين ژست‌‏هاي امروزي و تجددگرايي كه مي‌‏گيريم، بعضا شاهد اثرات منفي آن در كيان خانواده‌‏ها هستيم. مصري گفت: برخلاف گذشته كه دخالت اطرافيان و خانواده‌‏ها موجب بروز اختلافات و طلاق در بين زوجها بود ولي امروز ديگر الگوها تغيير كرده است زيرا در بسياري موارد زوج‌‏ها از همان ابتدا مستقل زندگي مي‌‏كنند، ديگر اين عامل معني ندارد و بيشتر همين ژست‌‏هاي تجددگرايي جوانان است كه سبب افزايش طلاق و تضعيف كيان خانواده شده است. وي افزود: همچنين پس از ازدواج شاهد هستيم كه دخترها و پسراني كه عادت به رفيق بازي كرده‌‏اند، ديگر نمي‌‏توانند از اين شيوه خود دست بردارند لذا اختلافات در اين قالب نيز شكل مي‌‏گيرد زيرا پس از ازدواج هم دختر و هم پسر ديگري تمايلي ندارند كه همسرشان با فردي ديگر خوش و بش كنند. وي افزود: لذا شيوع تجددگرايي در برخي رفتارهاي جوانان بدون پياده سازي فرهنگ اين رفتارها يكي از دلايل مهم افزايش طلاق در جامعه است


نوشته شده توسط Neghab (غیر فعال) در ساعت 22:23 | لينک ثابت |
مضحک ترین طلاق ها
شوهرم فقط هفته ای یک روز سرکار می رود و بقیه اوقات خانه نشین است . ولابد روزها با شما درگیر است ودر حال جرو بحث ! نه ! مگرمی شود ؟! چرا نه ؟! چون من سر کار می روم وشش روز درهفته در خانه نیستم !


زن جوان کلافه بود .دائم به ساعتش وبه این طرف وآن طرف نگاه می کرد . نزدیکتر رفتم .زیر لب زمزمه می کرد : فکر کنم خواب مانده ! اگر نیاید چه می شود ؟ ای خدا ، زودتر بیایید تا من هم راحت شوم ! خودم را معرفی کردم وپرسیدم : دلیل آمدنتان به دادگاه چیست ؟آیا منتظر کسی هستید؟ برای طلاق آمده ام ، ومنتظر فریدون هستم ؛ شوهرم را می گویم. شما که خیلی جوانید ! چرا طلاق ؟! درست حدس زده اید .من فقط 19 سال دارم ویک سال است که ازدواج کرده ام. بعد نفسی تازه کرد وادامه داد : البته فکر نکنید از جدایی ناراحتم !من خیلی خوشحالم که مسؤلیت سنگینی از روی دوشم برداشته می شود ! چطور ؟! شوهرم فقط هفته ای یک روز سرکار می رود و بقیه اوقات خانه نشین است . ولابد روزها با شما درگیر است ودر حال جرو بحث ! نه ! مگرمی شود ؟! چرا نه ؟! چون من سر کار می روم وشش روز درهفته در خانه نیستم ! لبخندی روی لب نشاندم وگفتم : یعنی کار زمانه برعکس شده ؟! شوهرتان مشکلی دارد؟! نه! اومعمار است و27 ساله . پس چرا تنبلی می کند ؟ می گویدزمستانها کاربنایی خوابیده . تابستانها گرم است ، در بهار کسی خانه سازی وتعمیر منزل نمی کند وپاییز هم فصل استراحت است ! کار شما چیست ؟ انگلیسی بلدم ، دیپلم کامپیوتر هم دارم وبه عنوان منشی در یک شرکت خصوصی کار می کنم. سپس پوزخندی می زند ومی گوید : از ساعت هشت صبح تا چهار بعد از ظهر کار می کنم و بعضی روزها تاساعت هفت عصربه عنوان اضافه کاری در شرکت می مانم تا دخل وخرج زندگیمان جوردربیاید . تازه، شانس آورده ایم که کرایه خانه نمی دهیم وپدر خدا بیامرزش خانه ای برای او به ارث گذاشته که به همراه مادر ، در آن زندگی کنیم ! یک مرد جوان که پشت سرم بود گفت : زندگی مشترک یعنی همیاری وهمکاریمان را تقسیم کرده ایم ! ولی سمانه خانم می گوید که شما تقریباُ شش روز در هفته در خانه هستید! درست می گوید ! ولی به شما گفته که من هر روز "پیش بند "می بندم ودر کارهای پخت وپز وشستشو و نظافت خانه کمک میکنم ؟! لبخندی زدم وبا تعجب ، روبه سمانه کردم وپرسیدم : جدی می گویید ؟! بله !روزی یک دست استکان ونعلبکی یا بشقاب را هم به واسطه شکستن یک یا چند تای آنها ناقص می کند . فریدون اجازه نداد همسرش ادامه دهد ودر میان حرف او گفت : مگر من زن خانه هستم که انتظار داری تمام کارهای زنانه را بلد باشم وبدون هیچ اشتباهی ، آنها را انجام دهم ؟! مگر من مرد هستم که باید به جای کارهای خانه وپخت وپزو.... صبح تا شب کار کنم وزحمت بکشم تا تو بخوری وغربزنی و اعصاب مرا خرد کنی ؟! زن جوان کمی مکث کرد وانگار چیز تازه ای یادش آمده باشد ، درادامه حرفهایش گفت : جالب این که بعضی مواقع خرید خانه را هم به من واگذار می کند وخدانکند مه یک بار بر اثر فراموشی یا سنگین شدن بار ، چیزی را نخرم ! قشقرقی راه می اندازد که........... چرا در خانه می مانید ؟! اینرا با نگاهی ملامت آمیز به مرد جوان گفتم واو در جوابم گفت :کار نیست ! تازه ، کارمن جوری است که اگر ماهی دوتا کار خوب به تور بخورد ، حداقل 80-70 هزار تومان گیرم می آید که کافی است . یعنی با ماهی 80-70 هزار تومان زندگی می کنید ؟! پس سمانه خانم چه کاره است ؟! شریک زندگی در سختیها وشادی ها ! زن جوان که انگار بارها این حرفها از زبان شوهرش شنیده ، در حالی مه عصبانی بود ، روبه او گفت : فقط من شریک زندگی ام ؟! کار جوهر مرد است .من حرفی ندارم که کار کنم وکمک خرج خانواده باشم ولی به شرطی که شوهرم بی عار نباشد ! بی عار یعنی چه خانم ؟! معمار بزرگی مثل من در خانه ات زندگی می کند . سمانه رو به من گفت : می بینید آقای خبرنگار ! این شوهر ما از هفت دولت آزاد است ودر یک دنیای دیوانه رندگی می کند ، چون خودش هم و.... بگو! بگو که دیوانه ام ! تو لیاقت آدم متشخص وکمک حالی مثل من را نداری ! تو لیاقت مرا که در تمام کارهای خانه کمکت می کنم وباعث شده ام در امور اجتماعی شرکتی داشته باشی ، نداری ! زن جوان روبه من کرد وگفت : ببینید من اشتباه می کنم !اودیوانه نیست ! می بینید چه حرفهای قشنگی می زند واز تمام مسائل خبر دارد ! من دیوانه ام که زودتر نفهمیدم که مرا برده خود کرده واز من کار میکشد !.... هرچه فکر کردم ،به دلیل قانع کننده این نحوه کار کردن فریدون پی نبردم ؛ شاید شما که این گزارش را می خوانید ، متوجه شوید !

نوشته شده توسط Neghab (غیر فعال) در ساعت 22:20 | لينک ثابت |
عشق های دروغین
هرگز نگو عاشق هستی اگر حقیقتا به ان اهمیتی نمی دهی 

هرگز نگو عاشق هستی اگر حقیقتا به ان اهمیتی نمی دهی 

 

نوشته شده توسط Neghab (غیر فعال) در ساعت 22:9 | لينک ثابت |
دردهایم را چه کنم؟

برو خوش باش .

من نفهميدم چرا مرا نخواستي و هيچگاه هم نخواهم فهميد ...

من معناي اشكهاي ترا نخواهم فهميد ....

من معناي عشق ترا نخواهم فهميد ...

من معناي نگاهای ملتمسانه ی ترا نخواهم فهميد ....

دلم ميخواهد بروم به كوه و دشت و دل خويش را به دست بادهاي وحشي بسپارم .

هرگز نينديشيده بودم كه ذهن خسته من تا به اين اندازه وابسته چشم خوشرنگ تست .

دلم به جنون كشيده شد ....

ان روز تمام حرف دلم را در شاخه گل رزسفیدی  تقديم تو كردم ....

خوب يادم هست صداي قلبت را شنيدم !

و چشمهاي بی همتای ترا ديدم كه به چشمانم خیره شده بود....

خدايا شايد در سراب به سر مي برم ...

شايد هذيان تبداريست ...

شايد كابوس سختيست ...

بيدارم كنيد ...

فرياد ...

زنده به گورم نكنيد ....!

عشق  من به چه فكر كردي ؟

عذر تو پذيرفته نيست ...

كاش دلم چشمان ترا نديده بود ...

كاش آهنگ صدايت را نشنيده بود ...

مي دانم ...

از امروز بايد تافردا روز  اشك ريخت ...

امروز شروع شده است و فردا نمي دانم كي تمام مي شود ....

ذهن خشكيده من آب مي خواهد ....

تب مرا از من بگيريد ....

با كه ميشود تقسيم كرد ؟ دردهاي من ...

زخمهاي تو ...

چشمهاي من ....

چشمهاي تو ... !

نابودم کردی........

نوشته شده توسط Neghab (غیر فعال) در ساعت 21:39 | لينک ثابت |
گل من باغچه ی نو مبارک

چه قدر سخته تو چشمای کسی که تمام عشقت رو از یاد برده و به جاش یه زخم همیشگی رو

 به قلبت هدیه داده زل بزنیو دیگه هیچ عشقی تو چشماش نبینی و به جای این که لبریز

 ازکینه و نفرت باشی حس کنی هنوزم دوسش داری .چقدر سخته دلت بخوادسرت رو بازم به

 دیواری تکیه بدی که یه بار زیر اوار غرورش همه ی وجودت له شده .چقدر سخته تو

 خیالت سا عت ها باهاش حرف بزنی اما وقتی می بینیش هیچ چیز جز سلام نداشته باشی که

 بگی . چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه اما مجبور باشی

 بخندی تا نفهمه هنوزم دوسش داری . چقدر سخته گل ارزوهاتو تو باغچه ی دیگری ببینی و هزار بار تو خودت بشکنی واون وقت اروم زیر لب بگی گل من باغچه ی نو مبارک

تقدیم به همه ی بچه های ایران

نوشته شده توسط Neghab (غیر فعال) در ساعت 5:10 | لينک ثابت |
زنجير عشق

يک روز بعد ازظهر وقتی که جو با ماشين پونتياکش می‌کوبيد که بره خونه  زن مسنی رو

   ديد که اونو متوقف کرد. ماشين مرسدسش پنچر بود.

  جو می‌تونست ببينه که اون زن ترسيده و بيرون توی برفها ايستاده تا اينکه بهش گفت: " من

  جو هستم و اومدم که کمکتون کنم."

  زن گفت:" من از سن لوئيز ميام و فقط از اينجا رد می شدم. بايستی صدتا ماشين ديده باشم که

  از کنارم رد شدن و اين واقعا لطف شما بود."

  وقتی که او لاستيک رو عوض کرد و درب صندوق عقب رو بست و آماده شد که بره،

  زن پرسيد:" من چقدر بايد بپردازم؟"  و جو به زن چنين گفت:

شما هيچ بدهی به من نداريد. من هم در اين چنين شرايطی بوده‌ام و روزی  يکنفر هم به

  من کمک کرد همونطور که من به شما کمک کردم. اگر تو واقعا می‌خواهی که بدهيت رو به

  من بپردازی بايد اين کار رو بکنی. نگذار زنجير عشق به تو ختم بشه!

  چند مايل جلوتر، زن کافه کوچکی رو ديد و رفت تو تا چيزی بخوره و بعد راهشو ادامه بده.

  ولی نتونست بی توجه از لبخند شيرين زن پيشخدمتی بگذره که می‌بايست هشت ماهه باردار

   باشه و از خستگی روی پا بند نبود.

  او داستان زندگی پيشخدمت  رو نمی‌دانست و احتمالا هيچ گاه هم نخواهد فهميد.

  وقتی که پيشخدمت رفت تا بقيه صد دلار شو بياره زن از در بيرون رفته بود. درحاليکه روی

  دستمال سفره اين يادداشت رو باقی گذاشت. اشک در چشمان پيشخدمت جمع شده بود، وقتی

   که نوشته زن رو می‌خوند:

  " شما هيچ بدهی به من نداريد. من هم در اين چنين شرايطی بوده‌ام و روزی يکنفر هم به

    من کمک کرد همونطور که من به شما کمک کردم. اگر تو واقعا می خواهی که بدهيت رو

   به من بپردازی، بايد اين کار رو بکنی. نگذار زنجير عشق به تو ختم بشه!"

 اونشب وقتی  که زن پيشخدمت از سرکار به خونه رفت، به تختخواب رفت در حاليکه به

  اون پول و يادداشت  زن فکر می کرد.

   وقتی که شوهرش دراز کشيد تا بخوابه به آرومی و نرمی به گوشش گفت:

 " همه چيز داره درست ميشه. دوستت دارم، جو!"                                                

 

 

متأسفانه در ايران علي رغم داشتن تمدني 2500 ساله ، مدتها است كه اين زنجير به

 

 ما ختم شده بطوري كه در هر نوع ارتباط فقط نفع متقابل را مي سنجيم و عشق

 

 و محبت و ايثار و از خودگذشتي و كمك و همدلي و .... چيزهايي هستند كه فقط

 

 در لغتنامه‌ها يافت مي شوند...

 

                بياييم هر كدام حلقه اي شده و زنجير عشق را دوباره تشكيل دهيم.

 

                                    (جلوگيري  ازختم آن، پيشكش)!!!

                                            

                                                 موفق باشيد

نوشته شده توسط PK (مدير سایت) در ساعت 4:10 | لينک ثابت |