تبليغاتX
Persiankids.tk - پرنده روی سیم
امروز 









پرنده روی سیم
 حتما تا آخر بخونین !!!  

اگر این پرنده ها روی سیم نشسته باشند و ناگاه یک شکارچی یکی از آنها را شکار کند، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ آیا پرنده ها خواهند گریخت؟ آیا پرندگان در فیلم هیچکاک بازی خواهند کرد؟ آیا پرندگانی که زنده مانده اند به کشورهای دیگر پناهنده خواهند شد؟ پاسخ همه این سووالات را در نوشته ای که م. بی آزار( که آزارش به یک پرنده هم نمی رسد) برای دوم دام فرستاده است، بخوانید.

سئوال :ده تا پرنده نشسته بودند روي سيم برق . يه شکارچي مي آد يه تير مي زنه به يکي شون. چند تا پرنده روي سيم باقي مي مونند؟

جواب: بستگي به مليت پرنده ها داره.

آمريكايي : پرنده دومي ششلولش رو درمي آره و يه فحش ناموسي مي ده و شكارچي رو مي كشه و باقي پرنده ها ليوان مشروبشون رو مي خورند و سري تكون مي دند و مي گن f...ing Bastard

چيني: سه تا از پرنده ها فرار مي كنن و در يك گوشه خودشون توليد انبوه پرنده راه مي ندازن و شيش تاي باقيمانده در يك چشم بهم زدن توسط هنرهاي رزمي شكارچي رو به شيش قسمت مساوي تقسيم مي كنند.

انگليسي: يكي از پرنده ها خودشو مي زنه به زخمي شدن و مي اندازه روی زمين و خودش رو خيلي مظلوم نشون مي ده و بعد بقيه پرنده ها از فرصت استفاده مي كنن مي رن به زن شكارچي مي گن كه شكارچي مذبور داراي سه همسر و تعداد نامتنابهي بچه است، در نهايت پس از چند روز شكارچي توسط زنش و در خواب به قتل مي رسه.

عرب: پرنده دوم تا هفتم از ترس شلوارشون زرد مي شه و پس از چند لحظه سكته مي كنن و مي ميرن، دو تاي باقيمونده سريع مي رن پولاشونو ورمي دارن مي رن خودشون يه تير برق مي خرن و تا آخر عمر بدون ترس بالاش زندگي مي كنن

اسپانيايي: پرنده دوم گيتار دستش مي گيره و حواس شكارچي رو پرت مي كنه ، سومي و چارمي مي رن گاو همسايه رو صدا مي كنن و پنجمي يه پارچه قرمز آويزوون مي كنه روي شلوار شكارچي. گاوه با دیدن پارچه قرمز عصبانی می شه و مي زنه شکارچی رو لت وپار مي كنه و در نهايت پنج تاي باقيمانده كلاهاشونو ميندازن هوا و مي گن : اووولي

ايراني: ابتدا نيم ساعت مي گذره و هيچكس نه متوجه افتادن رفيقشون مي شه و نه اصلاً صداي گلوله رو مي شنوه چون همه شون دارن راجع به قسمت اخر نرگس بحث مي كنند.... بعد دو تاشون مي رن زير جسد پرنده رو مي گيرن و سريعاً مراسم سوم و هفتم باشكوهي براش برگزار مي کنن و براش مقبره بزرگي مي سازن و بعد از يكي دو ماه مي گن كه بياييد فكري كنيم كه ديگه شكارچي ما رو نزنه. بعد از سه سال جلسات پياپي به اين نتيجه مي رسن كه اصلاً شكارچي مقصر نبوده و تقصير انگليسي ها بوده كه دوستشون تير خورده، چون در همان لحظه يك انگليسي در صد كيلومتري اونجا داشته دماغشو تميز مي كرده... بنابراين يك شب شكارچي رو دعوت مي كنن خونه شون و براش سوپ پرنده درست مي كنن و از اينكه دوستشون در مسير گلوله او بوده ازش معذرت مي خوان و قول مي دن هر هفته يكي از خودشون رو براي شكار شخصاً خدمت شكارچي برسونن... حتماً مي پرسيد كه شكارچي تو اون نيم ساعت اوليه داشته چيكار مي كرده... حدستون كاملاً درسته ... چون حادثه مذكور در ايران رخ مي داد تفنگ بعد از اولين شليك منفجر مي شه و طرف در اين مدت داشته تلاش مي كرده با موبايلش كه آنتن نمي داد با اورژانس تماس بگيره بيان سراغش كه بعد از نيم ساعت موفق مي شه اما آمبولانس دير مي كنه و شكارچي فوق الذكر بخشی از وجودش رو از دست مي ده....

نوشته شده توسط Hichkas (همكار سايت) در ساعت 21:17 | لينک ثابت |