تبليغاتX
Persiankids.tk - مضحک ترین طلاق ها
امروز 









مضحک ترین طلاق ها
شوهرم فقط هفته ای یک روز سرکار می رود و بقیه اوقات خانه نشین است . ولابد روزها با شما درگیر است ودر حال جرو بحث ! نه ! مگرمی شود ؟! چرا نه ؟! چون من سر کار می روم وشش روز درهفته در خانه نیستم !


زن جوان کلافه بود .دائم به ساعتش وبه این طرف وآن طرف نگاه می کرد . نزدیکتر رفتم .زیر لب زمزمه می کرد : فکر کنم خواب مانده ! اگر نیاید چه می شود ؟ ای خدا ، زودتر بیایید تا من هم راحت شوم ! خودم را معرفی کردم وپرسیدم : دلیل آمدنتان به دادگاه چیست ؟آیا منتظر کسی هستید؟ برای طلاق آمده ام ، ومنتظر فریدون هستم ؛ شوهرم را می گویم. شما که خیلی جوانید ! چرا طلاق ؟! درست حدس زده اید .من فقط 19 سال دارم ویک سال است که ازدواج کرده ام. بعد نفسی تازه کرد وادامه داد : البته فکر نکنید از جدایی ناراحتم !من خیلی خوشحالم که مسؤلیت سنگینی از روی دوشم برداشته می شود ! چطور ؟! شوهرم فقط هفته ای یک روز سرکار می رود و بقیه اوقات خانه نشین است . ولابد روزها با شما درگیر است ودر حال جرو بحث ! نه ! مگرمی شود ؟! چرا نه ؟! چون من سر کار می روم وشش روز درهفته در خانه نیستم ! لبخندی روی لب نشاندم وگفتم : یعنی کار زمانه برعکس شده ؟! شوهرتان مشکلی دارد؟! نه! اومعمار است و27 ساله . پس چرا تنبلی می کند ؟ می گویدزمستانها کاربنایی خوابیده . تابستانها گرم است ، در بهار کسی خانه سازی وتعمیر منزل نمی کند وپاییز هم فصل استراحت است ! کار شما چیست ؟ انگلیسی بلدم ، دیپلم کامپیوتر هم دارم وبه عنوان منشی در یک شرکت خصوصی کار می کنم. سپس پوزخندی می زند ومی گوید : از ساعت هشت صبح تا چهار بعد از ظهر کار می کنم و بعضی روزها تاساعت هفت عصربه عنوان اضافه کاری در شرکت می مانم تا دخل وخرج زندگیمان جوردربیاید . تازه، شانس آورده ایم که کرایه خانه نمی دهیم وپدر خدا بیامرزش خانه ای برای او به ارث گذاشته که به همراه مادر ، در آن زندگی کنیم ! یک مرد جوان که پشت سرم بود گفت : زندگی مشترک یعنی همیاری وهمکاریمان را تقسیم کرده ایم ! ولی سمانه خانم می گوید که شما تقریباُ شش روز در هفته در خانه هستید! درست می گوید ! ولی به شما گفته که من هر روز "پیش بند "می بندم ودر کارهای پخت وپز وشستشو و نظافت خانه کمک میکنم ؟! لبخندی زدم وبا تعجب ، روبه سمانه کردم وپرسیدم : جدی می گویید ؟! بله !روزی یک دست استکان ونعلبکی یا بشقاب را هم به واسطه شکستن یک یا چند تای آنها ناقص می کند . فریدون اجازه نداد همسرش ادامه دهد ودر میان حرف او گفت : مگر من زن خانه هستم که انتظار داری تمام کارهای زنانه را بلد باشم وبدون هیچ اشتباهی ، آنها را انجام دهم ؟! مگر من مرد هستم که باید به جای کارهای خانه وپخت وپزو.... صبح تا شب کار کنم وزحمت بکشم تا تو بخوری وغربزنی و اعصاب مرا خرد کنی ؟! زن جوان کمی مکث کرد وانگار چیز تازه ای یادش آمده باشد ، درادامه حرفهایش گفت : جالب این که بعضی مواقع خرید خانه را هم به من واگذار می کند وخدانکند مه یک بار بر اثر فراموشی یا سنگین شدن بار ، چیزی را نخرم ! قشقرقی راه می اندازد که........... چرا در خانه می مانید ؟! اینرا با نگاهی ملامت آمیز به مرد جوان گفتم واو در جوابم گفت :کار نیست ! تازه ، کارمن جوری است که اگر ماهی دوتا کار خوب به تور بخورد ، حداقل 80-70 هزار تومان گیرم می آید که کافی است . یعنی با ماهی 80-70 هزار تومان زندگی می کنید ؟! پس سمانه خانم چه کاره است ؟! شریک زندگی در سختیها وشادی ها ! زن جوان که انگار بارها این حرفها از زبان شوهرش شنیده ، در حالی مه عصبانی بود ، روبه او گفت : فقط من شریک زندگی ام ؟! کار جوهر مرد است .من حرفی ندارم که کار کنم وکمک خرج خانواده باشم ولی به شرطی که شوهرم بی عار نباشد ! بی عار یعنی چه خانم ؟! معمار بزرگی مثل من در خانه ات زندگی می کند . سمانه رو به من گفت : می بینید آقای خبرنگار ! این شوهر ما از هفت دولت آزاد است ودر یک دنیای دیوانه رندگی می کند ، چون خودش هم و.... بگو! بگو که دیوانه ام ! تو لیاقت آدم متشخص وکمک حالی مثل من را نداری ! تو لیاقت مرا که در تمام کارهای خانه کمکت می کنم وباعث شده ام در امور اجتماعی شرکتی داشته باشی ، نداری ! زن جوان روبه من کرد وگفت : ببینید من اشتباه می کنم !اودیوانه نیست ! می بینید چه حرفهای قشنگی می زند واز تمام مسائل خبر دارد ! من دیوانه ام که زودتر نفهمیدم که مرا برده خود کرده واز من کار میکشد !.... هرچه فکر کردم ،به دلیل قانع کننده این نحوه کار کردن فریدون پی نبردم ؛ شاید شما که این گزارش را می خوانید ، متوجه شوید !

نوشته شده توسط Neghab (غیر فعال) در ساعت 22:20 | لينک ثابت |